X
تبلیغات
RAP4X
.........بيوگرافي......عكس.......دانلود..........
جستجو در وبلاگ




لوگو دوستان
طراحي قالب-کدهاي html



طراح قالب
ARMIN



HOSEIN TOHI

تهی، ترانه هایش را سرشار از اشاره به "واقعیات تلخ اما خنده دار" زندگی می داند و بسیاری از نوجوانان امروزی، با ضرباهنگ همین کنایه های تلخ و طنزآگین است که می خندند و می رقصند.


 
حسین تهی

  • متولد 6 بهمن 1364
  • دانشجوی مهندسی کامپیوتر
  • غذای مورد علاقه: قرمه سبزی
  • رنگ مورد علاقه: مشکی و سبز

    حسین تهی که پنج سال پیش کار ترانه سازی و خواندن در سبک رپ را آغاز کرده است، کار خود را نه "تقلیدی" از آنچه که در غرب بدان "موسیقی رپ" می گویند، که بیشتر وسیله ای برای "انرژی" دادن به شنونده از طریق"بیان مشکلات و معضلات مشترک" در زندگی روزمره تلقی می کند. 

از دیدگاه تهی ، "معضلات و مشکلات" هر آنچه که باشند ، از پیش و پا افتاده ترینشان همچون شکست های عشقی تا معضلات جدی تر همچون "فقر و بیکاری" می توانند از طریق ریتم های شاد موسیقی هیپ هاپ، با "اثر گذاری بیشتری" بازگو شوند.


اما توجه تهی به زندگی امروزی و مشکلات آن، او را نسبت به سنتها و رسمهای قدیمی بی توجه نکرده است، دست کم این چیزی است که خود با شوخی و کنایه می گوید. او درباره دلبستگی اش به نوروز باستانی، با همان طنز همیشگی اش گفت: "من با نوروز خیلی صمیمی ام. اصلا دست می اندازم گردنش با هم بیرون می رویم  و حال می کنیم."
 
عیدی ما از سفره هفت سین به تهی، تخم مرغ رنگی بود. اما او انگار امید دارد که آهنگهایش، هرچند هنوز زیرزمینی هستند و در بازار رسمی و کلان موسیقی جا نگرفته اند، روزی به "مرغ تخم طلا"ی او بدل شوند.


او با اشاره ای کنایه آمیز به این تخم مرغ رنگی گفت: "امیدوارم سال آینده آنقدر پول داشته باشم که به جای اینکه تخم مرغ رنگی عیدی بگیرم، تخم مرغ طلا عیدی بدهم."





 از او در زمینه فعالیت های هنری اش در سالی که گذشت می پرسم که با رضایت پاسخ می دهد: "واقعا سال خوبی بود. هم از نظر کاری و هم از نظر زندگی خصوصی. گرچه تشخیص اینکه پیشرفت کرده ام یا نه، با مخاطبانم است ولی به نظر خودم پیشرفتم محسوس بوده و چندین کار متفاوت ضبط و منتشر کرده ام."
 
از آرزوهایش برای سال جدید می پرسم، می گوید: "بعد از سلامتی خودم و خانواده ام، امیدوارم بتوانم با دوست عزیزم (با تاکید شدید بر عبارت دوست عزیز ) امیر تتلو، کارهای مشترک زیادی ضبط و منتشر کنیم ، اما مهم ترین کار مشترکمان کلیپ ویدیویی است که در حال تمرین برای ضبط آن هستیم . در این کلیپ قصد داریم برای اولین بار یک در یک کار زیر زمینی، از گروه رقصندگان استفاده کنیم


+ نوشته شده در 87/10/21ساعت 23:17 توسط kamal mahdavi nasab |

BAHRAM
 
 
 
 
 
 
این یه پست توپه :بیوگرافی بهرام رپر خوش صدا تازه کار و خوش اتیه
این بیوگرافی از زبون خود بهرام هست خودم از تو page 360 خودش برداشتم
متولد : نیمه ی دوم بهار 67 در میدان رسالت تهران البته میگن به قیافمم بیشتر میخوره

در یک خانواده نه چندان مذهبی به دنیا اومدم

پدر یه وانت داشت و باهاش کار میکرد تا بتونه خرج زندگیشو در بیاره
یه خونه ی کوچیک نبش کوچه ای که نصفش خاکی بود بچگیام میرفتم میدون رسالت دعواهای میدون رو میدیدم !
بزرگتر که شدم یکم وضعمون بهتر شد و توی یکی از محله های نارمک خونه اجاره کردم پدرم!(خونش یکم بهتر بود) (با یه میدون بزرگ هم همجوار بود)
دبستان راهنمای اونجا بودم .ادمای جالبی اونجا نبودن کم کم منم همرنگ اونا شدم !وقتی همبازی اونا شدم !

یادمه دستمال کاغذی رو لوله می کردیم.دورش به مقوا می پیچیدیم.بعد لای دستمال کاغذی هم یه لوله کاغذ میذاشتیم و سرش و روشن می کردیم.وقتی می کشیدم خیلی می سوخت ولی دوستام از دودش تحسینم می کردن
بگذریم...
درسم خوب بود جزء بهترینهای مدرسه همه دوسم داشتن مخصوصا معلما ( به خاطر اینکه اوراق بچه ها رو میدادن تا من تصحیح کنم) در حقیقت اینجوری نبود زیر اب کاه نه ولی با سیاست بودم !!!!
شیطتنتهای دوره ی راهنمایم جوری بود که هیچکس ازم انتظار نداشت بچه زرنگ مدرسه ؟این کارو بکنه ؟البته غیر از درس نه قیافشو داشتم که همچین کاری رو کرده باشم نه سابقه ای داشتم !
به ظاهر اروم بودم توی کلاس هم میز دوم میشستم !
اوخر دوره ی راهنمای علاقه ی هنریم به سمت رپ تغییر مسیر داد !
البته اون روز فکر نمی کردم یه روز خودم رپ بخونم گوش میدادم و حالشو میبردم !
دوران دبیرستان محله باز عوض شد!!!(سمت مجدیه خونه خریدم با بهتر شدن اوضاع پدر)
از دوران دبیرستان همه چیز تغییر کرد !
اول دبیرستان با دو نفر اشنا شدم که گروهی به اسم گپ داشتن(سال 1380)
کارشون واسم خلی جالب بود اخه تا حالا رپ فارسی نشنیده بودم !
خلاصه :
گروه گپ اهنگاشونو به من دادن تا تمرین کنم بلکه یه روز بتونم باهاشون کار کنم !
علاقه ی عجیب و غریبی داشتم !اینقدر تمرین کردم که بعد از یک ما تونستم اهنگ بخونم !
در اوخر ابان 1380 یه البوم جمع کردم البته جای منتشر نشد !
اسم البوم(واسه الان بخون) بود . از نظر فنی خوب بود ولی از نظر شعر ضعیف بود !(محتوای شعریش شبیه گپ بود)
واسه همینم شروع به ترجمه ی اثار غربی کردم تا بفهمم موضوع رپ چیه . این چیزی نبود که بشه بهم درس داد !
از همون موقع درسم به شدت افت پیدا کرد .و دیگه شیطنت هام هم جوری نبود که بشه با سیاست قایمش کرد.کم کم شد م صدر نشین لیست سیاه مدرسه !
و ته کلاس نشین ها !!!!
ته کلاس دوستای بغل دستیم مسخرم میکردن دلیلش این بود که سر کلاس هم دس از سر شعر گفتن بر نمیداشتم !!!!!!!هر چند ضعیف ولی تمرین باعث شد که .. .البته از قبل اهل نوشتن بودم !!
داستان مینوشتم ! ادبیات قوی داشتم !ولی خب شعر رپ یه چیز دیگس!
کم کم سبک لباس پوشیدن هم تغیر کرد ! شلوارهایی که خشتکش زمین و جارو می کرد و تی شرت هایی که زانوهامو رو می پوشوند!
گروه 5 نفره با این سبک لباس تو مدرسه تشکل دادم !انگشت نما بود ..
دعواهای مدرسه رو خیلی دوس داشتم ! اگه روزی اتفاقی نمی افتاد با اون 4 نفر هم دیگه رو میزدیم !!
روز به روز تو ضمینه ی موسیقی فعالتر میشدم !یه نرم افزار نسبتا حرفه از یکی از دوستم یاد گرفتم
شعرامم بهتر میشد هر روز!! البته که گفتن این حرفا اسونه !
1381 با تمرین وتلاش زیاد شروع به تمرین خوندن کردم !
بدون اهنگ شعر مینوشتم !و تو راه مدرسه یکی از دوستام با دهن اهنگ مید منم شعرامو میخوندم !
تو همین زمان بود که به کلم خورد کار کنم و پولامو جمع کنم !تو یه شرکت طراحی(مال بابای یکی از دوستام بود )-( میدون انقلاب -برج مهستان) شروع به کار شدم هر کاری: ابدارچی منشی گارگری و.. بسته های مقوا رو از پایین برج میبردم و بر عکس(اسانسور خراب بود)(شانس من)
داشتم پولامو جمع میکردم که یکی از رفقا ازم قرص خواست منم با کمال میل بهش دادم که هیچ وقت ازش پس نگرفتم !نارو خوردن از رفیق خیلی سخته ولی نا امیدی بد تره !
با همون یه ذره پولی که واسم مونده بود باز شروع به کار کردم !
طی چهار سال تک اهنگای تو خونه با میکرفن معمولی ظبط کردم بلاخره سال 85 تونستم اولین البوم رسمی به اسم بهرام رو به صورت زیر زمینی منتشر کنم !
بهترین اهنگای این البوم از نظر خودم وبقیه !:
برقص با من" و "تشکر از مادرم"
همچنین در اون زمان در مسابقه فری استایل سایت ایران میکروفون شرکت کردم و تونستم مقام اول رو کسب کنم! با آهنگ "فقر
اکثر شعرامو چه الان چه قبل تو خیابون میگم !
وقتی پیاده میرم ! وقتی دارم قدم میزنم !
تو تاکسی تو اتوبوس ! و خیلی جاهای دیگه!
جاده با من حرف میزنه
بعد البوم اول هم بیکار نشستم !
اواسط 85 البوم دوم کار کردم !
عکس العمل مخاطبا باعث شد تا مستحکم تر کار کنم !
با یه استعداد رو به رو شدم و تصمیم گرفتم اونو با سبک خودم همرا کنم !من و ولفگان با هم همکار شدیم !!!!تا هم بتونم کمکی به اون کرده باشم هم البوم دوم رو متنوع تر کار کنم !
البوم دوم منتشر شد ! با نام (فرصت )
آلبوم فرصت با موفقیت آهنگهای "فرصت" ، "اذان" و "من با تو" مواجه شد!
انتقادهای خوبی هم از طرف مخاطبان مطرح شد که در پیشرفت امروزی من بی تاثیر نبودند.
برخورد مخاطبان باعث شد تا تلاشم رو چند برابر کنم ! تا جای که اواخر 85 تونستم سومین البوم خودم رو منتشر کردم اسم البوم هم درد دل بود
آلبوم درد دل با موفقیت عجیب و غریب آهنگهای "درد دل" ، "بن بست" ،"ایران پاک" و "سلطان رپ" روبرو شد !
بعد از اون هم که کاراهای دیگه ای .....
دیگه حال ندارم بنویسم ولی فک کنم خودتون بدونید اگه توضیح بیشتری هم خواستین خبرم کنید !
نمیدونم غلط املای داره یا نه دیگه نگاه نکردم ! شرمنده
غزت زیاد
خدانگهدار



+ نوشته شده در 87/10/21ساعت 23:15 توسط kamal mahdavi nasab |

FELAKAT
شاهین فلاکت

اسم:شاهین    
متولد21/1/1369
رنگ چشم:مشکی   رنگ مو:مشکی    وضعیت بدنی:لاغر
علایق:عشق و حال+پاستیل خوردن
ورزش مورد علاقه:فوتبال {پرسپولیسی}
فعالیت:موسیقی رپ
شبکه های مورد علاقه: tapesh1 /tapesh 2/ MtvF/ Mtv5/ Viva /4funTV
خصوصیات:مهربان/گپ زدن/ تتو/پر سر و صدا و پر هیجان
فیلم مورد علاقه:فیلم زیاد نگاه میکنم واسه همین نمیشه همه رو نوشت extremedogs /sillenthill
رشته:کامپیوتر
وب سایت رسمی:http://www.felakatmusic.com
وقتی شاهین 15 سالش بوده با یه دختر به اسم گلناز دوست میشه و بینشون رابطه ی دوستانه بر قرار میشه و ..
تا اینکه یه دفعه با هم بهم میزنن بعدش دختره زنگ میزنه ولی شاهین با اینکه دوستش داشته از سر لجبازی دختره رو ضایع میکنه
تا اینکه گلناز خانوم میره امریکا و اونجا میفهمه که سرطان داره و به شاهین زنگ میزنه و قضیه رو میگه .شاهین هم بهش میخنده و بهش میگه ...{ اخه باورش نشده بوده}
ولی بعدش دختره میمیره و شاهین به اشتباهش پی میبره و فشار وحشتناکی روش ایجاد می شه تا اینکه معتاد میشه {البته هر کس دیگه ای جای شاهین بود شاید خودشو میکشت}
ولی خوشبختانه الان ترک کرده
توی اهنگ چشمام ندید راجع به همین مطالب حرف زده البته با تتلو و پیشرو
توی این اهنگ شاهین توی قسمت خودش از دختر مورد علاقش حرف میزنه که از دستش داده و امیر تتلو در قسمت خودش از زبون شاهین با دختره حرف میزنه و در قسمت سوم رضا پیشرو به شاهین میگه که اون دختری که دوستش داری مرده  و تو باید اعتیادو ترک کنی مثلا میگه:
شاهین چشای تو به من دروغ نمی گه هیچ وقت     یه ادم مرده ای واسه ما بدون نیشخند




+ نوشته شده در 87/10/21ساعت 23:11 توسط kamal mahdavi nasab |

YAS
بیوگرافی یاس

یاسر که نام هنری یاس را برگزیده است، پس از فیلم خصوصی بازیگر سریال نرگس به شهرت رسید. او با قطعه «سی‌دی روبشکن»، موفق شد احساسات بسیاری از شنوندگان را تحریک کند. بعد از انتشار این آهنگ، نام یاس بر زبان‌ها افتاد. یاس بیست و پنج ساله از شش سال پیش، رپ‌خوانی را آغاز کرد. او سه روز پس از زلزلة بم قطعه بم را ضبط کرد که تکستی کاملا احساسی و تأثیرگذار داشت. او در این آهنگ به تصویرسازی حادثه بم پرداخت. این به موقع آهنگ دادن‌ها، نشان می‌داد که او شمی قوی دارد و می‌داند کی باید آهنگ را بسازد و آن را منتشر کند تا نامش را مطرح کند. یاس، رپ‌خوانی است که تلاشی جدی برای دریافت مجوز نشان داده. او با همکاری شرکت باربد، تلاش می‌کند تا آلبومش را به صورت مجاز منتشر کند ولی تا این لحظه درخواستش در وزارت ارشاد، بی‌جواب مانده است. ویژگی مهم تکست‌های یاس، خاصیت انتقادی اوست. او با لحنی نیش‌دار و گاهی آزاردهنده، خصوصیات بد مردم را از قبیل مرده‌پرستی، اعتیاد، بی‌غیرتی و... هدف قرار می‌دهد که همواره باعث رنجش عده‌ای می‌شود. یاس معمولاً در بخش انتهایی تکست‌هایش از امید می‌گوید؛ از این که می‌توان دوباره ساخت و دوباره‌ اندیشید. بدون شک، او مجازترین رپر ایرانی است. حاشیه‌های *رپ* *رپ* در کشور ما مانند بقیة پدیده‌های اجتماعی نوظهور، حواشی‌ای فراتر از متن دارد. بسیاری از تازه‌واردهای این سبک، فقط ظواهر *رپ* مانند لباس و کل‌کل بازی‌ها و جنگ‌های خیابانی را آموخته‌اند و به مسائل مهم‌تری چون جنبة انتقادی و اصلاح‌گرایانة آن، توجه نمی‌کنند. اگر در غرب بعضی سعی کرده‌اند با این نوع رفتار و موسیقی،‌مدلی از اعتراض را به‌ نمایش بگذارند، ما با یک رفتار غیرعقلایی و غیرایرانی به تقلید از بدترین ظواهر زندگی یک عده غیرهم‌وطن دست زده‌ایم. رپ‌خوان‌ها معمولاً لباس‌های گشاد می‌پوشند. شلوار گشاد با جیب‌های فراوان، یک رکابی بسکتبال که بر روی تی‌شرتی ساده پوشیده می‌شود و کلاهی که یا تا آخرین حد پایین آمده و یا کج قرار گرفته است. گردنبندی بزرگ که حتی ممکن است گردنشان را خم کند. از دیگر زلم زیمبوهای آویزان به آن‌هاست رپرها معمولا در راه رفتن هم سر و دستشان را تکان می‌دهند و زیر لب شعرهایی را زمزمه می‌کنند. شما شاید در خیابان افرادی را دیده باشید که کلاه خاصی بر سر دارند و با رفتارشان جماعتی را به خود مشغول کرده‌اند. یکی می‌خندد، یکی تعجب می‌کند و بعضی‌ها سر تکان می‌دهند. این‌ها همان دوستانی هستند که راه رفتن خودشان را فراموش کرده‌اند. این تیپ از رپ‌خوان‌ها در حال افزایش‌اند، با فرهنگی آمریکایی که هیچ سنخیتی با زندگی ما ندارد. آن‌ها برای جلب توجه و نشان دادن رپ‌خوان بودنشان معمولا در حال درگیری‌اند. برای هر حادثة کوچکی دعوا به راه می‌اندازند و قمه‌های آماده را از غلاف بیرون می‌کشند. متأسفانه تعداد زیادی از رپرهای مشهور پرشین *رپ*، به انواع و اقسام مواد روان گردان و اعتیادآور وابسته‌اند و با افتخار از این مواد در تکست‌ها سخن می‌گویند. اما در این میان هنوز رپرهای پاکی پیدا می‌شوند که مجدانه برای رسیدن به استانداردهای دریافت مجوز، تلاش می‌کنند. آن‌ها موجب شده‌اند که سیما نیز در برخی برنامه‌هایش، حداقل برای تفنن از آهنگ‌های *رپ* استفاده کند. همان‌طور که در سریال«متهم‌گریخت» آهنگی با صدای رضا عطاران را در این سبک شنیدیم. در جشنواره امسال نیز تیتراژ پایانی فیلم «خط ممتد» به کارگردانی مانی تارخ، شعری *رپ* و با مضمون اجتماعی بود. شرکت‌های زیرزمینی: به تازگی دو شرکت که توسط رپرهای جوان اداره می‌شوند، تصمیم به پخش و فروش زیرزمینی آلبوم‌های *رپ* گرفته‌اند. شرکت دیوار یکی از آن‌هاست، این شرکت،«رادیوی اینترنتی» با همین نام را هر هفته برای دانلود در سایتش قرار می‌دهد. این شرکت، علاوه بر مصاحبه با رپرها در انجمن‌هایی به آموزش تکست‌نویسی و بیت سازی نیز مشغول است و کارشناسان آن به تحلیل موسیقی‌های منتشره و امتیازدهی به آنان می‌پردازند



+ نوشته شده در 87/10/21ساعت 23:10 توسط kamal mahdavi nasab |

REZA PISHRO
رضا ناصری متولد سال 64 (( البته خیلها مگن متولد 68 هست و بخاطر … سنش 64 میزنه ولی ما به اکثر توجه میکنیم بی خیال… )) معروف به رضا پیشرو از سال ۸۰ شروع به رپ کردن با لقب رضا 3pac کرد.

این که رضا چطوری به دنیا اومد رو به درخواست رضا نمینویسم فقط یه کلمه میگم که رضا حروم… هست ( بیشتر بازش نمیکنم )(( نویسنده این قسمت رو شاید تند رفته و لی منم جای گزین ندارم واسش))هر کسی که فکر میکنه این مطلب صحت نداره یا خالی بندیه میتونه زنگ بزنه خود رضا بپرسه. در هر صورت

رضا تو ۲ سالگی مادرش با مردی ازدواج میکنه که پسری که به دنیا میاد علی داداش کوچیک رضا و ناتنیش میشه.

رضا تا ۱۰ سالگی با مامانش و بابای ناتنیشو علی داداش کوچترش تو هفت حوض نارمک زندگی میکردن تا وقتی که بابای ناتنیش به خاطر سرطان خون سال ۷۶ از دنیا میره که مامانش مجبور میشه خونه رو بفروشه و به نظام آباد منتقل کنه.

سال بعدش به خاطر فوت پدر خونه رضا ترک تحصیل میکنه و میره تو بازار برای کار.

سال ۷۹ هم علی به دنبال رضا درسو ول میکنه و میره کلاس های آرایشگری که شاید بتونه به کمک عموش بره دبی آرایشگر بشه.


 

رضا سال ۸۰ با کارای زیرزمینی رپ آشنا میشه و کم کم خوشش میاد ومیره دنبال کسایی که دارن اینکارارو میکنن ( اون زمان فقط سروش تو گرگان هژیر و شایان تو تهران رپ میکردن و ابلیس چند ماهی بوده که تو مشهد …) اول رضا میره که با شایان و هژیر اینا دوست بشه و بتونه شاید با این کارا خودشم یه آهنگی بده که شایان و هژیر قبول نمیکنن و رضا یه بار که ابلیس و بچه هاشون اومده بودن تهران گیرشون میاره و پاپیج میشه که منم میخواستم رپ خون بشم.

در هر صورت یه ترک با کیفیت خیلی پایین و شعر خیلی ضعیف با ابلیس مشترکا بیرون میدن که واسه دانلود میذارم

سال ۸۱ رضا کنار میزنه از رپ و دوباره میره سر کار تا سال ۸۲ که دوباره سر یه کل کلایی با دوستاش وارد رپ میشه و شروع به کار جدی کردن میکنه.

سال ۸۳ یه ۶ تا ترک با آهنگهای دزدی و تکست و شعر های خیلی ضعیف که اکثرش فقط فحش و شاخ بازی بود بین دوستاش پخش میکنه.( این ۶ تا ترک تو خونه با میکروفون عادی ضبط شده بود )

سال ۸۴ که آلبوم امزیپر بیرون میاد و زدبازی هم تازه گل کرده بود و هیچکسم آهنگای بهتری خونده بود رضا موضوع های بهتری واسه خوندن گیر میاره و شروع به نوشتن شعرهای بهتر و قوی میکنه بعد از چند وقت با بچه های ۰۲۱ آشنا میشه و قاطی اینا میشه و چند تا آهنگ رو ریتم و بیت دزدی ولی با شعرهای بهتر و برای اولین بار تو استادیو میخونه.ولی جایی پخش نمیکنه.

آخرای سال ۸۴ رضا به فکر کارا و موضوع های نو و اسم جدید میشه و اول اسم رضا کینگ رو انتخاب میکنه ولی بعد از ۴ هفته که میبینه شعرهایی که نوشته قشنگ شده و داره یه تغییراتی تو کاراش میده با مشورت سروش هیچکس اسم پیشرو رو انتخاب میکنه. (و میگفتن با کارای ضعیف با اسم 3pac اسم 2pac رو خراب مکنی)

فروردین و اردیبهشت سال ۸۵ رو رضا شب تا صبح روی شعر و آهنگای جدید و موضوع های بهتر و وضبط کاراش کار میکنه و آلبومی ۱۰ ترک به نام واقعیت به بیرون میده که توش از هیچکس و تتلو و تهی و ابلیس کمک میگیره.

قبل از پخش کامل آلبوم به صورت دست به دست با پیشنهاد سروش اسم آلبوم به آلبوم ۰۲۱ تغیر میکنه و ۱۴ ترک میشه که سروش . تیغه و چند نفر دیگه رو واسه کارای این آلبوم معرفی میکنه که ۱ ترک از تیغه و ۳ ترک دیگه با حضور رضا و دوستاش ( مهدی قاتل - اس بی و .. ) به همراه این آلبوم بیرون میاد و کامل تو سطح تهران پخش میشه.ولی رضا اسم آلبوم واقعیت رو از بین نمیبره و کارای جدیدشو به نام ترک هایی از اون آلبوم ( واقعیت ) بیرون میده.

بعد از مدتی که با تتلو کارای آر اند بی و رپ بیرون دادن که سبک جدیدی بود و آهنگهای زود پخش شد شروع به دادن آهنگای جدید با همون اعضای آلبوم ۱۴ ترک ۰۲۱ شد که ۱۵ ترک دیگه هم به آلبومش اضافه کرد و آلبومش رو تمام کرد ولی به صورت یکه آلبوم رو بیرون نداد و تک تک آهنگهارو بیرون میداد که یکی از دلایل معروفیتش هم همین بود.

بالاخره تو آبان سال ۸۵ به فکر جمع کردن آلبومی جدید شد که تا الان جایی پخش نشده و اسم آلبومم با کمک سروش هیچکس تو دی ما به نام جهنم سکوت(جهنم ساکت) انتخاب شد.

یکی از ترکهای این آلبوم به نام پدر خطاب به پدر وقعی رضا هست که…..



+ نوشته شده در 87/10/21ساعت 23:9 توسط kamal mahdavi nasab |

گفتگو با سروش لشكري

 قبل ما هیچ کس نبود!

 کمال سایلنت- برای من که تعداد آهنگ‌های رپ و هیپ‌هاپی که در عمرم شنیده‌ام، از تعداد انگشتان دو دست بیشتر نیست، شنیدن آهنگ‌های «سروش هیچکس» تجربه دیگری بود. نام او را از زبان خیلی از موزیسین‌ها شنیده بودم و جالب اینکه همه هم از موسیقی هیچکس به عنوان یک «موسیقی خیلی خوب» یاد می‌کردند.

آدم‌های دیگری را هم دیده‌ام که مثل من، رپ سبک مورد علاقه‌شان نیست، اما جذب مضمون و لیریک کارهای او شده‌اند. در حقیقت برای آن ها که دنبال موسیقی رپ خوب هستند، سروش یک نمونه عالی است و بسیاری از کسانی که از این جنس موسیقی خوش‌شان نمی‌آید هم با مضامین اجتماعی و ملموس و ضدشعار او ارتباط برقرار می‌کنند. هرچند که این یک محصول موسیقایی کامل نباشد؛ چراکه به هرحال رپ در دنیا - و به‌ویژه در ایران- یک موسیقی جوان و نوپاست که با پذیرش و هدایت آن می‌توان نبض شنیداری جوانان را نیز کنترل کرد.

سروش با فرم حرف زدن خاص خودش، در حالی روبه رویم نشست که برای گرفتن عکس پاسپورت، سبیل‌هایش را تراشیده بود و از این بابت معذب نشان می‌داد و اصرار داشت که عکس‌های بدون سبیلش اصلاً جایی منتشر نشود!

 

 سروش: من همینم که هستم؛ یک بندهء خدا

- آقا اول یک بیوگرافی مختصر از خودت بگو تا برویم سر بقیه سوالات.

 خب سروش لشگری‌ام، ملقب به هیچکس. متولد 64. هفت- هشت سالی است که در زمینه موسیقی رپ کار می‌کنم.

- چی شد که اصلاً وارد جریان رپ شدی؟

 همین جوری از موسیقی رپ خوشم می‌آمد، گفتم چه بهتر که خودمان کار کنیم. زبانش هم زبان فارسی باشد که بیشتر لذت ببریم.

- قبل از تو، این گروه‌های رپ فارسی بودند؟

 نه، قبل ما هیچ کس نبود!

- پیش از این هم کار موسیقی می‌کردی یا نه؟

 نه، در دوران راهنمایی یک ذره شعر و این ها می‌نوشتم، منتها خب اصلاً جدی نبود.

- ترانه بود یا شعر؟

 فرق ترانه و شعر را من نمی‌دانم چیست! (خنده) شعر بود دیگر!

- یعنی با زبان عامیانه و محاوره بود؟

 دقیقاً، منتها از لحاظ ساختار شبیه شعر کلاسیک بود. شروع کردیم به نوشتن شعر. چون اصل موسیقی رپ به گفتارش است. کاست موسیقی‌های بدون کلام خارجی را می‌گذاشتم و رویش صدای خودم را ضبط می‌کردم.

- موسیقی‌های چه کسی؟

 مهم نبود، همین جوری از اینترنت یکی پیدا می‌کردم دیگر. بعد کم کم پیش رفت و جدی شد.

- از چه زمانی این ها با موسیقی تولید خودتان همراه شد؟

 اولین آهنگ تولید خودمان 5-4 سال پیش بود به اسم «تریپ ما» که با دوستم «مهرک گلستان» یا Reveal  j4p]- پسر مرحوم «کاوه گلستان»، عکاس مشهور ایرانی[ خواندیم. خب من همیشه دوست داشتم یک کار ایرانی تحویل مردم بدهم و در آن کار هم از سه تار استفاده کردیم. از آن به بعد همه کارها را خودمان ساختیم و کم‌کم با «مهدیار» آشنا شدم که او در آهنگسازی رپ و هیپ‌هاپ واقعاً اعجوبه است و با هم آلبوم «جنگل آسفالت» را ساختیم.

- کلاً تا به حال چند آهنگ از شما پخش شده؟

 چهل- پنجاه تا.

- آن هایی که گفتی روی آهنگ بقیه ضبط می‌کردی هم پخش شده؟

 آره، آن ها را هم مردم شنیده‌اند. کلاً از همان اول گفتم 50-40 کار از ما پخش شده روی اینترنت.

- اصلاً چه چیزی در رپ دیدی که جذبش شدی؟

 ما یک انگلیسی دست و پا شکسته بلدیم و حرف‌هایی که می‌زدند برایمان جالب بود. البته نه همه ‌ها! بعضی‌ها مضمون خوبی داشت کارهایشان.

- موسیقی‌اش چی؟

 من زیاد اهل رقص و این چیزها نیستم. یعنی خوشم نمی‌آید از این سوسول‌بازی‌ها! واسهء همین از رپ خوشم آمد، چون خیلی دنبال رقص و... نیستند. کلاً سبک سنگینی است. بیشتر برای این است که گوشش بدهی. نه اینکه خودت را تکان بدهی!

- خب این کلیپ‌های خارجی که الان خیلی جلف شده‌اند!

 خب آن ها خارجی‌اند. بعدش هم رپ آنطرف‌ الان خیلی فرق کرده و تجاری شده. برای همین هم از رقص و دختر و... استفاده می‌کنند تا فروش‌شان را بالاتر ببرند.

- یعنی رپ ما الان تجاری نیست؟

 نه. البته خودمان را می‌گویم. چون خیلی‌ها هستند که ما اصلاً جزو رپ فارسی حسابشان نمی‌کنیم!

- مثلا؟

 همین‌ها که دامبولی می‌خوانند و...!

- آهان، این ها که پاپ و رپ قاطی‌اند؟

 حالا پاپ و رپ می‌تواند قاطی باشد، ولی دامبولی نباشد. مثل بعضی از کارهای ما.

- آن هایی که قبولشان نداری چه کسانی هستند؟

 خب اسم نمی‌برم که! (خنده)

- می‌خواهم ببینم دلیلش چیست که قبولشان نداری؟

 یک سری را به خاطر سبک موسیقی قبول ندارم، یک سری دیگر حرفی برای گفتن ندارند و اشعارشان بی‌محتواست. خیلی‌ها حرف‌هایی که می‌زنند، شاید قشنگ باشد ولی از ته دلشان نیست و گول زنک است!

- در موسیقی‌ات چه می‌خواهی بگویی؟

 بیشتر حرف دلمان است و مشکلاتی که در جامعه وجود دارد و در خیابان می‌بینیم. رپ خیلی قدرت مانور دارد. یعنی راجع به هر چیزی می‌توان در آن صحبت کرد. بعد چون بیشترش گفتار است، خیلی حرف‌ها را می‌شود در آن گفت و موضوع مورد نظر را باز کرد. از سبک‌های دیگر بیشتر می‌شود درش حرف زد. نکته دیگر رپ، واقعی بودنش است. یعنی خواننده رپ باید در آهنگ‌هایش همان چیزی که خودش هست باشد، فیلم بازی نکند.

- تو بیشتر از مضامین و مشکلات اجتماعی می‌خوانی. آیا دغدغه‌ات در زندگی همین است و اصلاً چه جوری به یک همچین آدمی تبدیل شده‌ای؟ خیلی جاها می‌گویی من مریضم، عقده دارم! آیا واقعاً همین جوری است؟

 درست است. خب ما بالاخره از چند سال پیش در خیابان‌ها بوده‌ایم و خیلی چیزها را از نزدیک به چشم دیده‌ایم.

- مثلاً «اختلاف» چه جوری ساخته شد؟

 خب، اختلاف طبقاتی چیزی است که خیلی‌ها درگیرش هستند. لابد یک چیزهایی عذابم می‌داده که آن را ساختم!

- «جنگل آسفالت» چطور؟

 خب همانطور که از اسمش پیداست، زندگی شهری یک جورهایی مثل جنگل است که قوی‌تر همیشه پیروز می‌شود و زنده می‌ماند!

- تو در کارهایت برخلاف خیلی‌های دیگر، یک هدف و آرمانی داری. یعنی به نظر می‌رسد همین جوری از سر سیری نمی‌خوانی! در این ماجرا آیا الگویی در ذهنت بوده یا نه؟

 نه، کسی مد نظرم نبوده؛ چون به نظرم آدم اگر بخواهد الگوی دیگران باشد، نباید شخص خاصی را الگو قرار بدهد. البته خب مسلماً از آدم‌های بزرگ تاریخ ممکن است نکاتی را یاد بگیری، ولی از یک نفر خاص نه.

- حالا اصلاً چرا می‌خواهی الگو باشی؟

 چون یک سری حرف‌هایی دارم که دوست دارم همه بشنوند و تو تا الگو نباشی و تاثیرگذاری نداشته باشی، کسی حرفت را نمی‌شنود. من خودم به شخصه به این نتیجه رسیده‌ام. این همه در دنیا راجع به ظلم و ستم و اعتیاد و... صحبت می‌شود، ولی گوش کسی بدهکار نیست. اما حرف آدم‌های الگو و تاثیرگذار را بیشتر می‌خوانند. هدف دیگر ما این است که موسیقی ایران را از این حالت رکود خارج کنیم. آنقدر باید نوآوری کرد تا بتوانیم با کشورهای دیگر رقابت کنیم.

- یعنی اینکه در آهنگت می‌گویی که «یک روزی رپ‌خوان اول جهان می‌شویم»، بهش اعتقاد داری؟

 آره، آدم هرچه بخواهد می‌شود! آخر چقدر مردم موسیقی دامبولی و بی‌محتوا گوش کنند؟! موسیقی (چه در مفهوم و چه در ظاهرش) باید جوری باشد که روح آدم را آرامش بدهد و حرف‌هایش به دردبخور باشد.

- تو خودت را جزو جریان موسیقی زیرزمینی می‌دانی؟

 ... (فکر می‌کند) آخر من نمی‌دانم که آیا می‌شود به این جریان، دیگر موسیقی زیرزمینی گفت یا نه؛ وقتی این همه آدم کارت را می‌شنوند. ولی اگر از نظر غیرمجاز بودن و غیررسمی بودن منظورت است، خب ما زیرزمینی‌ایم دیگر!

- کلاً موسیقی زیرزمینی را چطور می‌بینی؟

 موسیقی زیرزمینی خیلی رشد کرده و خیلی بیشتر هم رشد خواهد کرد؛ و خیلی بهتر می‌شد اگر این ها حالت رسمی پیدا می‌کرد. در آن صورت پیشرفت بیشتری هم می‌کرد.

- فکر می‌کنی امکانش هست؟

 این دیگر دست من نیست! (خنده)

- نظرت راجع به این هایی که رپ می‌خوانند و فحش می‌دهند چیست؟

 آن کسانی که حرف ‌رکیک می‌زنند جزو رپ‌خوان‌های برجسته نیستند.

- رپ‌خوان‌های برجسته از نظر تو چه کسانی هستند؟

 آن هایی که آرمان‌هایشان بیشتر با ما می‌خواند. مثل: پیشرو، هفت خط، بهرام، اوج و...

عکاس مجله: از این دیوارهایی که رپرها رویش گرافیتی می‌نویسند سراغ داری، آنجا عکس بگیریم؟

 من اهل این جنگولک‌بازی‌ها نیستم! (خنده)

- جنگلوک‌بازی نیست بابا. دیوار است دیگه!

با دیوار معمولی همیشه دوست دارم عکس بگیرم. مگر اینکه نوشته اش فارسی باشد!

عکاس مجله: آن دیوار را می‌بینی که ریخته؟

 آره، من دیوار ریخته را خیلی دوست دارم!

- برویم سر ادامهء بحث؛ پس حاضری که محدودتر شوید، اما کارتان رسمی شود؟

 آره!

- تا به حال برای مجوز اقدام کرده‌ای؟

 آره. یک بار اقدام کرده‌ام، خیلی وقت پیش بود؛ شاید 5 سال پیش که قبول نکردند و دلیلش را هم نگفتند.

- قبل از شما یکی- دو تا آلبوم رپ منتشر شد؛ مثل «اسکناس» شاهکار بینش‌پژوه و...

 نه، آن موقع فعالیت داشتیم ما.

- به هر حال این ها اولین رپ‌هایی بودند که منتشر شدند. تو این ها را اصلاً رپ می‌دانی؟

 نه!

- به نظرت انتشار آن ها نمی‌توانست اتفاق مثبتی باشد؟

 نه، چون وقتی یک چیز اشتباه را به عنوان رپ به مردم بشناسانی، کجایش اتفاق مثبتی است؟

- تو روی محتوایش حرف داری یا روی موزیکش؟

 هم محتوا، هم موزیک. کسی که می‌خواهد از یک موضوع جدی صحبت کند، باید خودش هم جدی باشد دیگر!

- آهان، پس فکر می‌کنی به خاطر طنز بودنش کار خوبی نبود؟

 آره، البته طنز بد نیست؛ می‌شود آدم گاهی یک لفظ‌هایی بیاید که کار را طنزگونه کند، اما وقتی همه‌اش طنز می‌شود، دیگر نه. موزیک‌اش هم که اصلاً رپ نبود. یک سبک دیگری بود.

- سلیقه موسیقایی‌ات بیشتر چه جوری است؟ چه موسیقی‌هایی را گوش می‌کنی؟

 ذائقه من بیشتر رپ و R&B است. از گروه‌های ایرانی هم کارهایی مثل «اوهام» و... را دوست دارم.

- موسیقی‌های دیگر چطور؟

 ... (مکث می‌کند) من از «فرهاد» خیلی خوشم می‌آید. کلاً موسیقی‌های آن دوران را دوست دارم؛ «فریدون فروغی» و... چون خیلی پرترند. از لحاظ شعر، موسیقی و...

- موسیقی ایرانی و سنتی چطور؟

 هیچ‌وقت پی گیرش نبوده‌ام. اما خوشم می‌آید.

- آینده این کارهایی که می‌کنی چه خواهد بود؟

 هدف اصلی ما بالا بردن پرچم ایران در دنیاست. در واقع یک جور خودکفایی فرهنگی و موسیقایی است که چرا وقتی می‌توانیم بهترین موسیقی را  تولید کنیم، از یک مملکت دیگر وارد کنیم؟ با زبان خودمان هم که هست. در خیلی از آهنگ‌ها هم از سازهای ایرانی استفاده می‌کنیم. در فکر این هستم که یک سبک جدید را وارد بازار جهانی کنم که هنوز اسم ندارد ولی ضربش سه‌چهارم است. موسیقی رپ همیشه چهارچهارم بوده و ما داریم روی ضرب سه‌چهارم کار می‌کنیم که کاملاً ایرانی شده و اصلاً یک سبک جدید خواهدبود.

- موسیقی را به صورت آکادمیک یا تئوریک بلدی؟

 نه. من بیشتر تجربی کار کرده‌ام. سازی هم نمی‌زنم. ولی خیلی ملودی‌ها را در ذهنم می‌سازم و به مهدیار می‌گویم و او درست می‌کند. تمرکز اصلی من بیشتر روی شعر و ملودی و حالت دادن به خواندن است. خواندن رپ اینطوری نیست که الکی از روی نوشته بخوانی و ریزه‌کاری‌های خاص خودش را دارد.

- فکر نمی‌کنی یاد گرفتن موسیقی تو را در این زمینه‌ها کمک کند؟

 نه، من تمرکزم را گذاشته‌ام روی این کار و نمی‌خواهم حواسم از آن پرت شود. البته شاید به نفعم باشد، ولی من ترجیح می‌دهم حسی بروم جلو.

- از کارهای «محسن نامجو» چیزی شنیده‌ای؟

 آهان! راستی از محسن نامجو هم خیلی خوشم می‌آید، که یادم رفت بگویم. او هم یک موزیسین صاحب سبک است و از کارهایش معلوم است که علم موسیقی‌اش خیلی بالاست و آدم فهمیده‌ایست در زمینه موسیقی. مشخص است که در موسیقی دنیا زیاد مطالعه داشته. اشعارش هم جالب است، به اضافهء طرز خواندنش.

- برای چه در کارهایت از سازهای ایرانی استفاده می‌کنی؟

 خب من از همان اولی که شروع به کار کردم، در فکر ساختن یک چیز اصیل بودم؛ اوریژینال. چیزی که فقط مال ایران باشد. فقط هم در موسیقی نیست‌ها. در هر زمینه‌ای ایران باید بهترین باشد. یعنی من اگر در هر صنف دیگری هم بودم، سعی می‌کردم که بهترین را تولید کنم که قابل مقایسه با کارهای بین‌المللی باشد.

- توی شعرهای تو من یک حس وطن‌پرستی قوی می‌بینم. تو از انرژی هسته‌ای می‌خوانی، از جنگ 8 ساله می‌خوانی و... اگر این ها را خواننده‌های مجاز بخوانند، می‌گویند برای مجوز بوده. اما تو چون برای مجوز گرفتن نرفته‌ای، معلوم است که این ها حس واقعی خودت است.

 خب عرق ملی است دیگر! من علاقه شدیدی دارم به وطنم و اینکه هر طور شده نام ایران در دنیا بالا برود. نکته دیگری که باعث شده ما در این سال‌ها  دست از تلاش برنداریم و خدا را شکر پیشرفت کنیم، این بوده که همانطور که از نظر اقتصادی، واردات به ضرر مملکت است، از نظر فرهنگی هم این واردات می‌تواند به ما ضربه بزند. ولی موسیقی وقتی به حدی می‌رسد که می‌تواند صادر شود، این موفقیت بزرگی است.

- تو جزو اولین خوانندگان رپ بودی که پارسال دستگیر شدی. دلیل آن ماجرا چه بود و به کجا انجامید؟

 دلیلی که به ما گفته نشد. هنوز هم دادگاهش تشکیل نشده و ما با وثیقه آزادیم!

- حتی در روزنامه‌ها نوشتند که حکم اعدام تو هم صادر شده!

 (خنده) آره، آن موقع‌ها خیلی شایعه درست شده بود و من هم کلی تعجب کرده بودم که این شایعات از کجا آمده! بعضی جاها خواندم که نوشته بودند ما فساد می‌کنیم و... که خنده‌دار بود!

- شایعات آن موقع می‌گفتند که حکم اعدام تو به خاطر شعر «اختلاف» و آن طرز صحبت کردنت با خدا بوده! زمان دستگیری‌ات از این ماجرا حرفی شد اصلاً یا نه؟

 نه، اصلاً ربطی به این نداشت. بعدش هم آن آهنگ مگر بی‌احترامی است؟ شکایت از روزگار است و در اصل یک نوع درددل کردن با خداست.

- هیچ وقت رویای کنسرت در سرت بوده؟

 (خنده) اگر می‌شد خیلی خوب بود، خیلی. ولی خب نمی‌شود.

- بازتاب کارهایت چطور بوده؟

 البته همه که نمی‌شناسند، ولی خیلی‌ وقت‌ها شگفت‌زده می‌شوم، خیلی آدم‌های مسنی دیده‌ام که از آهنگ‌هایم خوش‌شان آمده!

- خودت را معرفی می‌کنی یا آن ها می‌شناسند؟

 نه، هیچ وقت خودم را معرفی نمی‌کنم. به نظرم آدم باید خیلی خودبزرگ‌بین و مغرور باشد که همه جا بگوید من فلانی هستم. من  این چیزی‌ام که  هستم. در آهنگ‌هایم هم همین چیزی‌ام که هستم. ما هم یک بنده خداییم!

- با این افکارت، فکر نمی‌کنم هیچ وقت به فکر رفتن از ایران باشی. درست است؟

 مسلماً اگر هم بروم، برای همیشه نمی‌روم که.

- نقاط قوت و ضعف رپ فارسی نسبت به نمونه‌های خارجی را در چه می‌بینی؟

 خب در خارج آهنگساز و خواننده رپ زیاد است و دست آدم برای انتخاب بازتر است. ولی آنجا خیلی تجاری شده‌اند و از آن حالت‌های خیابانی و اجتماعی بودن درآمده‌اند.

- خیابانی بودن یعنی چه؟

 چطور بگویم، توضیح اش سخت است.

- چون من زیاد این اصطلاح را شنیده‌ام، می‌پرسم.

 خیابانی بودن یعنی حرف عامه مردم را زدن، اتفاقات خیابان و جامعه را بازگو کردن.

- برای همین است که بعضی‌ها در آن فحش می‌دهند؟

 فحش؟ آخر حرف رکیک در آمریکا شاید عادی باشد، اما در فرهنگ ما پذیرفته نمی‌شود. بعدش هم نکته‌ای که مد نظر ماست این است که هر رده سنی یا هر سطح فرهنگی و تحصیلات، کارمان را گوش کنند. کسانی که خیابانی هستند که خودشان خیلی بهتر درک می‌کنند. برای بقیه هم حالت یک جور اخبار دارد.

- یعنی بازتابی از جامعه است؟

 دقیقاً.

- تو طرز حرف زدنت همیشه به این شکل بوده؟ یعنی از وقتی که خواننده رپ شدی تا حالا فرقی کردی یا نه؟

 خب خیلی سال گذشته، از زمان راهنمایی بود که شروع کردم و از همان سن و سال بود که وارد خیابان شدیم دیگر. تازه الان دارم سعی می‌کنم خوشگل حرف بزنم!




+ نوشته شده در 87/10/21ساعت 23:5 توسط kamal mahdavi nasab |


 قبل ما هیچ کس نبود!

 کمال سایلنت- برای من که تعداد آهنگ‌های رپ و هیپ‌هاپی که در عمرم شنیده‌ام، از تعداد انگشتان دو دست بیشتر نیست، شنیدن آهنگ‌های «سروش هیچکس» تجربه دیگری بود. نام او را از زبان خیلی از موزیسین‌ها شنیده بودم و جالب اینکه همه هم از موسیقی هیچکس به عنوان یک «موسیقی خیلی خوب» یاد می‌کردند.

آدم‌های دیگری را هم دیده‌ام که مثل من، رپ سبک مورد علاقه‌شان نیست، اما جذب مضمون و لیریک کارهای او شده‌اند. در حقیقت برای آن ها که دنبال موسیقی رپ خوب هستند، سروش یک نمونه عالی است و بسیاری از کسانی که از این جنس موسیقی خوش‌شان نمی‌آید هم با مضامین اجتماعی و ملموس و ضدشعار او ارتباط برقرار می‌کنند. هرچند که این یک محصول موسیقایی کامل نباشد؛ چراکه به هرحال رپ در دنیا - و به‌ویژه در ایران- یک موسیقی جوان و نوپاست که با پذیرش و هدایت آن می‌توان نبض شنیداری جوانان را نیز کنترل کرد.

سروش با فرم حرف زدن خاص خودش، در حالی روبه رویم نشست که برای گرفتن عکس پاسپورت، سبیل‌هایش را تراشیده بود و از این بابت معذب نشان می‌داد و اصرار داشت که عکس‌های بدون سبیلش اصلاً جایی منتشر نشود!

 

 سروش: من همینم که هستم؛ یک بندهء خدا

- آقا اول یک بیوگرافی مختصر از خودت بگو تا برویم سر بقیه سوالات.

 خب سروش لشگری‌ام، ملقب به هیچکس. متولد 64. هفت- هشت سالی است که در زمینه موسیقی رپ کار می‌کنم.

- چی شد که اصلاً وارد جریان رپ شدی؟

 همین جوری از موسیقی رپ خوشم می‌آمد، گفتم چه بهتر که خودمان کار کنیم. زبانش هم زبان فارسی باشد که بیشتر لذت ببریم.

- قبل از تو، این گروه‌های رپ فارسی بودند؟

 نه، قبل ما هیچ کس نبود!

- پیش از این هم کار موسیقی می‌کردی یا نه؟

 نه، در دوران راهنمایی یک ذره شعر و این ها می‌نوشتم، منتها خب اصلاً جدی نبود.

- ترانه بود یا شعر؟

 فرق ترانه و شعر را من نمی‌دانم چیست! (خنده) شعر بود دیگر!

- یعنی با زبان عامیانه و محاوره بود؟

 دقیقاً، منتها از لحاظ ساختار شبیه شعر کلاسیک بود. شروع کردیم به نوشتن شعر. چون اصل موسیقی رپ به گفتارش است. کاست موسیقی‌های بدون کلام خارجی را می‌گذاشتم و رویش صدای خودم را ضبط می‌کردم.

- موسیقی‌های چه کسی؟

 مهم نبود، همین جوری از اینترنت یکی پیدا می‌کردم دیگر. بعد کم کم پیش رفت و جدی شد.

- از چه زمانی این ها با موسیقی تولید خودتان همراه شد؟

 اولین آهنگ تولید خودمان 5-4 سال پیش بود به اسم «تریپ ما» که با دوستم «مهرک گلستان» یا Reveal  j4p]- پسر مرحوم «کاوه گلستان»، عکاس مشهور ایرانی[ خواندیم. خب من همیشه دوست داشتم یک کار ایرانی تحویل مردم بدهم و در آن کار هم از سه تار استفاده کردیم. از آن به بعد همه کارها را خودمان ساختیم و کم‌کم با «مهدیار» آشنا شدم که او در آهنگسازی رپ و هیپ‌هاپ واقعاً اعجوبه است و با هم آلبوم «جنگل آسفالت» را ساختیم.

- کلاً تا به حال چند آهنگ از شما پخش شده؟

 چهل- پنجاه تا.

- آن هایی که گفتی روی آهنگ بقیه ضبط می‌کردی هم پخش شده؟

 آره، آن ها را هم مردم شنیده‌اند. کلاً از همان اول گفتم 50-40 کار از ما پخش شده روی اینترنت.

- اصلاً چه چیزی در رپ دیدی که جذبش شدی؟

 ما یک انگلیسی دست و پا شکسته بلدیم و حرف‌هایی که می‌زدند برایمان جالب بود. البته نه همه ‌ها! بعضی‌ها مضمون خوبی داشت کارهایشان.

- موسیقی‌اش چی؟

 من زیاد اهل رقص و این چیزها نیستم. یعنی خوشم نمی‌آید از این سوسول‌بازی‌ها! واسهء همین از رپ خوشم آمد، چون خیلی دنبال رقص و... نیستند. کلاً سبک سنگینی است. بیشتر برای این است که گوشش بدهی. نه اینکه خودت را تکان بدهی!

- خب این کلیپ‌های خارجی که الان خیلی جلف شده‌اند!

 خب آن ها خارجی‌اند. بعدش هم رپ آنطرف‌ الان خیلی فرق کرده و تجاری شده. برای همین هم از رقص و دختر و... استفاده می‌کنند تا فروش‌شان را بالاتر ببرند.

- یعنی رپ ما الان تجاری نیست؟

 نه. البته خودمان را می‌گویم. چون خیلی‌ها هستند که ما اصلاً جزو رپ فارسی حسابشان نمی‌کنیم!

- مثلا؟

 همین‌ها که دامبولی می‌خوانند و...!

- آهان، این ها که پاپ و رپ قاطی‌اند؟

 حالا پاپ و رپ می‌تواند قاطی باشد، ولی دامبولی نباشد. مثل بعضی از کارهای ما.

- آن هایی که قبولشان نداری چه کسانی هستند؟

 خب اسم نمی‌برم که! (خنده)

- می‌خواهم ببینم دلیلش چیست که قبولشان نداری؟

 یک سری را به خاطر سبک موسیقی قبول ندارم، یک سری دیگر حرفی برای گفتن ندارند و اشعارشان بی‌محتواست. خیلی‌ها حرف‌هایی که می‌زنند، شاید قشنگ باشد ولی از ته دلشان نیست و گول زنک است!

- در موسیقی‌ات چه می‌خواهی بگویی؟

 بیشتر حرف دلمان است و مشکلاتی که در جامعه وجود دارد و در خیابان می‌بینیم. رپ خیلی قدرت مانور دارد. یعنی راجع به هر چیزی می‌توان در آن صحبت کرد. بعد چون بیشترش گفتار است، خیلی حرف‌ها را می‌شود در آن گفت و موضوع مورد نظر را باز کرد. از سبک‌های دیگر بیشتر می‌شود درش حرف زد. نکته دیگر رپ، واقعی بودنش است. یعنی خواننده رپ باید در آهنگ‌هایش همان چیزی که خودش هست باشد، فیلم بازی نکند.

- تو بیشتر از مضامین و مشکلات اجتماعی می‌خوانی. آیا دغدغه‌ات در زندگی همین است و اصلاً چه جوری به یک همچین آدمی تبدیل شده‌ای؟ خیلی جاها می‌گویی من مریضم، عقده دارم! آیا واقعاً همین جوری است؟

 درست است. خب ما بالاخره از چند سال پیش در خیابان‌ها بوده‌ایم و خیلی چیزها را از نزدیک به چشم دیده‌ایم.

- مثلاً «اختلاف» چه جوری ساخته شد؟

 خب، اختلاف طبقاتی چیزی است که خیلی‌ها درگیرش هستند. لابد یک چیزهایی عذابم می‌داده که آن را ساختم!

- «جنگل آسفالت» چطور؟

 خب همانطور که از اسمش پیداست، زندگی شهری یک جورهایی مثل جنگل است که قوی‌تر همیشه پیروز می‌شود و زنده می‌ماند!

- تو در کارهایت برخلاف خیلی‌های دیگر، یک هدف و آرمانی داری. یعنی به نظر می‌رسد همین جوری از سر سیری نمی‌خوانی! در این ماجرا آیا الگویی در ذهنت بوده یا نه؟

 نه، کسی مد نظرم نبوده؛ چون به نظرم آدم اگر بخواهد الگوی دیگران باشد، نباید شخص خاصی را الگو قرار بدهد. البته خب مسلماً از آدم‌های بزرگ تاریخ ممکن است نکاتی را یاد بگیری، ولی از یک نفر خاص نه.

- حالا اصلاً چرا می‌خواهی الگو باشی؟

 چون یک سری حرف‌هایی دارم که دوست دارم همه بشنوند و تو تا الگو نباشی و تاثیرگذاری نداشته باشی، کسی حرفت را نمی‌شنود. من خودم به شخصه به این نتیجه رسیده‌ام. این همه در دنیا راجع به ظلم و ستم و اعتیاد و... صحبت می‌شود، ولی گوش کسی بدهکار نیست. اما حرف آدم‌های الگو و تاثیرگذار را بیشتر می‌خوانند. هدف دیگر ما این است که موسیقی ایران را از این حالت رکود خارج کنیم. آنقدر باید نوآوری کرد تا بتوانیم با کشورهای دیگر رقابت کنیم.

- یعنی اینکه در آهنگت می‌گویی که «یک روزی رپ‌خوان اول جهان می‌شویم»، بهش اعتقاد داری؟

 آره، آدم هرچه بخواهد می‌شود! آخر چقدر مردم موسیقی دامبولی و بی‌محتوا گوش کنند؟! موسیقی (چه در مفهوم و چه در ظاهرش) باید جوری باشد که روح آدم را آرامش بدهد و حرف‌هایش به دردبخور باشد.

- تو خودت را جزو جریان موسیقی زیرزمینی می‌دانی؟

 ... (فکر می‌کند) آخر من نمی‌دانم که آیا می‌شود به این جریان، دیگر موسیقی زیرزمینی گفت یا نه؛ وقتی این همه آدم کارت را می‌شنوند. ولی اگر از نظر غیرمجاز بودن و غیررسمی بودن منظورت است، خب ما زیرزمینی‌ایم دیگر!

- کلاً موسیقی زیرزمینی را چطور می‌بینی؟

 موسیقی زیرزمینی خیلی رشد کرده و خیلی بیشتر هم رشد خواهد کرد؛ و خیلی بهتر می‌شد اگر این ها حالت رسمی پیدا می‌کرد. در آن صورت پیشرفت بیشتری هم می‌کرد.

- فکر می‌کنی امکانش هست؟

 این دیگر دست من نیست! (خنده)

- نظرت راجع به این هایی که رپ می‌خوانند و فحش می‌دهند چیست؟

 آن کسانی که حرف ‌رکیک می‌زنند جزو رپ‌خوان‌های برجسته نیستند.

- رپ‌خوان‌های برجسته از نظر تو چه کسانی هستند؟

 آن هایی که آرمان‌هایشان بیشتر با ما می‌خواند. مثل: پیشرو، هفت خط، بهرام، اوج و...

عکاس مجله: از این دیوارهایی که رپرها رویش گرافیتی می‌نویسند سراغ داری، آنجا عکس بگیریم؟

 من اهل این جنگولک‌بازی‌ها نیستم! (خنده)

- جنگلوک‌بازی نیست بابا. دیوار است دیگه!

با دیوار معمولی همیشه دوست دارم عکس بگیرم. مگر اینکه نوشته اش فارسی باشد!

عکاس مجله: آن دیوار را می‌بینی که ریخته؟

 آره، من دیوار ریخته را خیلی دوست دارم!

- برویم سر ادامهء بحث؛ پس حاضری که محدودتر شوید، اما کارتان رسمی شود؟

 آره!

- تا به حال برای مجوز اقدام کرده‌ای؟

 آره. یک بار اقدام کرده‌ام، خیلی وقت پیش بود؛ شاید 5 سال پیش که قبول نکردند و دلیلش را هم نگفتند.

- قبل از شما یکی- دو تا آلبوم رپ منتشر شد؛ مثل «اسکناس» شاهکار بینش‌پژوه و...

 نه، آن موقع فعالیت داشتیم ما.

- به هر حال این ها اولین رپ‌هایی بودند که منتشر شدند. تو این ها را اصلاً رپ می‌دانی؟

 نه!

- به نظرت انتشار آن ها نمی‌توانست اتفاق مثبتی باشد؟

 نه، چون وقتی یک چیز اشتباه را به عنوان رپ به مردم بشناسانی، کجایش اتفاق مثبتی است؟

- تو روی محتوایش حرف داری یا روی موزیکش؟

 هم محتوا، هم موزیک. کسی که می‌خواهد از یک موضوع جدی صحبت کند، باید خودش هم جدی باشد دیگر!

- آهان، پس فکر می‌کنی به خاطر طنز بودنش کار خوبی نبود؟

 آره، البته طنز بد نیست؛ می‌شود آدم گاهی یک لفظ‌هایی بیاید که کار را طنزگونه کند، اما وقتی همه‌اش طنز می‌شود، دیگر نه. موزیک‌اش هم که اصلاً رپ نبود. یک سبک دیگری بود.

- سلیقه موسیقایی‌ات بیشتر چه جوری است؟ چه موسیقی‌هایی را گوش می‌کنی؟

 ذائقه من بیشتر رپ و R&B است. از گروه‌های ایرانی هم کارهایی مثل «اوهام» و... را دوست دارم.

- موسیقی‌های دیگر چطور؟

 ... (مکث می‌کند) من از «فرهاد» خیلی خوشم می‌آید. کلاً موسیقی‌های آن دوران را دوست دارم؛ «فریدون فروغی» و... چون خیلی پرترند. از لحاظ شعر، موسیقی و...

- موسیقی ایرانی و سنتی چطور؟

 هیچ‌وقت پی گیرش نبوده‌ام. اما خوشم می‌آید.

- آینده این کارهایی که می‌کنی چه خواهد بود؟

 هدف اصلی ما بالا بردن پرچم ایران در دنیاست. در واقع یک جور خودکفایی فرهنگی و موسیقایی است که چرا وقتی می‌توانیم بهترین موسیقی را  تولید کنیم، از یک مملکت دیگر وارد کنیم؟ با زبان خودمان هم که هست. در خیلی از آهنگ‌ها هم از سازهای ایرانی استفاده می‌کنیم. در فکر این هستم که یک سبک جدید را وارد بازار جهانی کنم که هنوز اسم ندارد ولی ضربش سه‌چهارم است. موسیقی رپ همیشه چهارچهارم بوده و ما داریم روی ضرب سه‌چهارم کار می‌کنیم که کاملاً ایرانی شده و اصلاً یک سبک جدید خواهدبود.

- موسیقی را به صورت آکادمیک یا تئوریک بلدی؟

 نه. من بیشتر تجربی کار کرده‌ام. سازی هم نمی‌زنم. ولی خیلی ملودی‌ها را در ذهنم می‌سازم و به مهدیار می‌گویم و او درست می‌کند. تمرکز اصلی من بیشتر روی شعر و ملودی و حالت دادن به خواندن است. خواندن رپ اینطوری نیست که الکی از روی نوشته بخوانی و ریزه‌کاری‌های خاص خودش را دارد.

- فکر نمی‌کنی یاد گرفتن موسیقی تو را در این زمینه‌ها کمک کند؟

 نه، من تمرکزم را گذاشته‌ام روی این کار و نمی‌خواهم حواسم از آن پرت شود. البته شاید به نفعم باشد، ولی من ترجیح می‌دهم حسی بروم جلو.

- از کارهای «محسن نامجو» چیزی شنیده‌ای؟

 آهان! راستی از محسن نامجو هم خیلی خوشم می‌آید، که یادم رفت بگویم. او هم یک موزیسین صاحب سبک است و از کارهایش معلوم است که علم موسیقی‌اش خیلی بالاست و آدم فهمیده‌ایست در زمینه موسیقی. مشخص است که در موسیقی دنیا زیاد مطالعه داشته. اشعارش هم جالب است، به اضافهء طرز خواندنش.

- برای چه در کارهایت از سازهای ایرانی استفاده می‌کنی؟

 خب من از همان اولی که شروع به کار کردم، در فکر ساختن یک چیز اصیل بودم؛ اوریژینال. چیزی که فقط مال ایران باشد. فقط هم در موسیقی نیست‌ها. در هر زمینه‌ای ایران باید بهترین باشد. یعنی من اگر در هر صنف دیگری هم بودم، سعی می‌کردم که بهترین را تولید کنم که قابل مقایسه با کارهای بین‌المللی باشد.

- توی شعرهای تو من یک حس وطن‌پرستی قوی می‌بینم. تو از انرژی هسته‌ای می‌خوانی، از جنگ 8 ساله می‌خوانی و... اگر این ها را خواننده‌های مجاز بخوانند، می‌گویند برای مجوز بوده. اما تو چون برای مجوز گرفتن نرفته‌ای، معلوم است که این ها حس واقعی خودت است.

 خب عرق ملی است دیگر! من علاقه شدیدی دارم به وطنم و اینکه هر طور شده نام ایران در دنیا بالا برود. نکته دیگری که باعث شده ما در این سال‌ها  دست از تلاش برنداریم و خدا را شکر پیشرفت کنیم، این بوده که همانطور که از نظر اقتصادی، واردات به ضرر مملکت است، از نظر فرهنگی هم این واردات می‌تواند به ما ضربه بزند. ولی موسیقی وقتی به حدی می‌رسد که می‌تواند صادر شود، این موفقیت بزرگی است.

- تو جزو اولین خوانندگان رپ بودی که پارسال دستگیر شدی. دلیل آن ماجرا چه بود و به کجا انجامید؟

 دلیلی که به ما گفته نشد. هنوز هم دادگاهش تشکیل نشده و ما با وثیقه آزادیم!

- حتی در روزنامه‌ها نوشتند که حکم اعدام تو هم صادر شده!

 (خنده) آره، آن موقع‌ها خیلی شایعه درست شده بود و من هم کلی تعجب کرده بودم که این شایعات از کجا آمده! بعضی جاها خواندم که نوشته بودند ما فساد می‌کنیم و... که خنده‌دار بود!

- شایعات آن موقع می‌گفتند که حکم اعدام تو به خاطر شعر «اختلاف» و آن طرز صحبت کردنت با خدا بوده! زمان دستگیری‌ات از این ماجرا حرفی شد اصلاً یا نه؟

 نه، اصلاً ربطی به این نداشت. بعدش هم آن آهنگ مگر بی‌احترامی است؟ شکایت از روزگار است و در اصل یک نوع درددل کردن با خداست.

- هیچ وقت رویای کنسرت در سرت بوده؟

 (خنده) اگر می‌شد خیلی خوب بود، خیلی. ولی خب نمی‌شود.

- بازتاب کارهایت چطور بوده؟

 البته همه که نمی‌شناسند، ولی خیلی‌ وقت‌ها شگفت‌زده می‌شوم، خیلی آدم‌های مسنی دیده‌ام که از آهنگ‌هایم خوش‌شان آمده!

- خودت را معرفی می‌کنی یا آن ها می‌شناسند؟

 نه، هیچ وقت خودم را معرفی نمی‌کنم. به نظرم آدم باید خیلی خودبزرگ‌بین و مغرور باشد که همه جا بگوید من فلانی هستم. من  این چیزی‌ام که  هستم. در آهنگ‌هایم هم همین چیزی‌ام که هستم. ما هم یک بنده خداییم!

- با این افکارت، فکر نمی‌کنم هیچ وقت به فکر رفتن از ایران باشی. درست است؟

 مسلماً اگر هم بروم، برای همیشه نمی‌روم که.

- نقاط قوت و ضعف رپ فارسی نسبت به نمونه‌های خارجی را در چه می‌بینی؟

 خب در خارج آهنگساز و خواننده رپ زیاد است و دست آدم برای انتخاب بازتر است. ولی آنجا خیلی تجاری شده‌اند و از آن حالت‌های خیابانی و اجتماعی بودن درآمده‌اند.

- خیابانی بودن یعنی چه؟

 چطور بگویم، توضیح اش سخت است.

- چون من زیاد این اصطلاح را شنیده‌ام، می‌پرسم.

 خیابانی بودن یعنی حرف عامه مردم را زدن، اتفاقات خیابان و جامعه را بازگو کردن.

- برای همین است که بعضی‌ها در آن فحش می‌دهند؟

 فحش؟ آخر حرف رکیک در آمریکا شاید عادی باشد، اما در فرهنگ ما پذیرفته نمی‌شود. بعدش هم نکته‌ای که مد نظر ماست این است که هر رده سنی یا هر سطح فرهنگی و تحصیلات، کارمان را گوش کنند. کسانی که خیابانی هستند که خودشان خیلی بهتر درک می‌کنند. برای بقیه هم حالت یک جور اخبار دارد.

- یعنی بازتابی از جامعه است؟

 دقیقاً.

- تو طرز حرف زدنت همیشه به این شکل بوده؟ یعنی از وقتی که خواننده رپ شدی تا حالا فرقی کردی یا نه؟

 خب خیلی سال گذشته، از زمان راهنمایی بود که شروع کردم و از همان سن و سال بود که وارد خیابان شدیم دیگر. تازه الان دارم سعی می‌کنم خوشگل حرف بزنم!




+ نوشته شده در 87/10/21ساعت 23:3 توسط kamal mahdavi nasab |

THE PERSIAN RAP GOD FOTHER

سروش لشگری - هيچکس

· متولد: 17 ارديبهشت 1364

· دانشجوی رشته مترجمی

· غذای مورد علاقه: ماهی

· رنگ مورد علاقه: مشکی

بنام خداوند جان آفرین/ حکیم سخن بر زبان آفرین/ خیابونا با ما آشنان/ قدم هامون روشون موندگاره/ کی نفس بکشه یا که نه رسم روزگاره/ بچه ها تو خیابونن اما زیاد توش نمی مونن چونکه می دونن زندگی خیابونی چه خطر داره/ کسی نیست که بکس رو بر حذر داره/ قدم هامون چه سنگینن وقتی راه می ریم/ تریپ بکسمون رو همین جا می گیم/ قمه ها به کمر زیر لب این جمله رو می خونیم/ خدا تو جنگل آسفالت بگذار زنده بمونیم/ درخت های آهنی حیوون های انسان نما/ رسم شاخبازی رو تو خیابون می کنن روا/ بچه هامون هنوز مثل عشاق مستن/ نوک تیغه ها با این بدن آشنا هستن/ هنوزم بکس ما با مرامن/ می ذارن تریپ معرفت و برامن/ دارم برادری پاهاشو بینین تنۀ آهنین/ اما نیستش از جنس آدمی/ خون آریائی داره تو رگم جریان/ این واژۀ حیاته که هنوز داره شریان/ ایرانی زندگی می کنم ایرانی میمیرم/ وقت جنگ اسلحه تو دست می گیرم/ قمه ها به دستشونه شروع می شه رقص قمه/ معصومانه می رقصند هر چند هیجان کمه/

اینه تریپ ما...توی خیابونا...

رپ «تریپ ما» از «هیچکس».

        

حدود دو سال پیش برای اولین بار رپ «تریپ ما» را شنیدم و آنچه مرا تحت تاثیر قرار داد ساختار ساده و هم گامی موسیقی اصیل ایرانی بر ریتم جهانی هیپ هاپ، و ایجاد فضائی شهری بر آمده از فرهنگ جوانان و دسته های خیابانی تهرانی بود. دیدگاهی نو از هیپ هاپ که در میان موج تازه وارد رپ فارسی آن زمان که اکثراً تقلیدی و برگرفته از رپ آمریکائی بود، اثری مستقل و متفاوتی بود. 

این قطعۀ موسیقی با آوای ساز سه تار و همخوانی سنتی گروه کُر، جّوی سنگین و اصیل در پس زمینۀ آهنگ بوجود می آورد که جایگاه مناسبی برای ترانۀ «تریپ ما» خلق کرده است. تمامی این عناصر سوار بر ضرب و گام های هیپ هاپ به بیانی دراماتیک و ملموس درون-شهری رسیده اند.

محتوا و کلام این اثر همراه با رپ برگرفته از زبان رایج محاوره ای تهرانی، بنیادی محکم و ترکیبی بسیار دینامیک ایجاد کرده که حس زندگی در تهران بزرگ را در آن براحتی بیان می کند. آنچه این آهنگ را یک حادثه موسیقائی فرامدرن می سازد، تلفیق فرهنگ خیابانی ست که با آوای ساز سه تار هویت سنتی و ایرانی خود را حفظ می کند و با ریتم هیپ هاپ مرزها را در هم می شکند و جهانی می شود. 

 

«تریپ ما» با توجه به کمبودهای آشکار فنی و تجربی که در تنظیم آن شنیده می شود، اما بی تردید یکی از معدود آهنگ های رپ فارسی با بیان واقع گرایانه از زندگی خشن و شرایط غیر انسانی جوانان مقیم تهران است که از زبان «سروش لشگری» معروف به «هیچکس» به همراهی «مهرک» معروف به «Reveal» و تنظیم «مهدییار» آهنگساز جوان، ابراز می شود.

 

داستان در اینجا به پایان نمی رسد. به غیر از نمونه های متنوع از تجربه اندوزی های «هیچکس» که در طی 6 سال گذشته به بازار زیرزمینی رپ فارس ارائه شده و تمامی قطعاطی که از وی بصورت mp3 در اینترنت بجای مانده، چندی پیش آلبومی هم بطور غیرمجاز تهت عنوان «جنگل آسفالت» در ایران و از طریق Itune به بازار خارج از ایران ارائه شد. آلبومی که بی شک در بالا بردن معیارهای کیفی رپ فارس نقش بزرگی را ایفا می کند.

 

قبل از بررسی این آلبوم مایل هستم کمی تمرکز بر کلیت پدیده ای به نام «هیچکس» داشته باشیم. چرا که واژۀ «هیچکس» تنها عنوان یک رپ خوان با تجربه و با استعداد ایرانی نیست بلکه ایدۀ موسیقائی منسجم و هدفمندیست. مجموعه ائی از پدیده های مختلف که تمامیت فرهنگی پیوسته ای را بوجود آورده اند.

به عنوان مثال می توان به انتخاب نام و یا عنوان «هیچکس» اشاره ای کرد و این سوال را مطرح کرد که چرا «سروش لشگری» نام مستعار «هیچکس» را برای لغب هنری خود انتخاب کرده است؟

در اینجا رابطۀ فرهنگی و مفهومی این واژه با فرهنگ هیپ هاپ است که قابل توجه است. با نگاهی دقیقتر بر واژۀ «هیچکس» متوجه می شویم که این اسم به خاطر بار معنائی که دارد یعنی همان «کسی نبودن»، هویتی اجتماعی-فرهنگی بخود می گیرد و بر می گردد به یکی از آداب ایرانی که «تواضع» نامیده می شود. در فرهنگ لغت عام فارسی به آن می گویم «خاکی بودن»، «زمینی بودن» که یکی از اصول خرده-فرهنگ خیابانی ایرانی یعنی «لوتی گری» بوده است. صفتی فراموش شده که کمتر در میان ما ایرانی ها امروزه رواج دارد.

 

عنصر دیگری که در موسیقی «هیچکس» نقش مهمی را جهت ایجاد هویتی درون-شهری بازی می کند شیوۀ خوانندگی و لحن و صدای «سروش لشگری» ست. اگر چه صدای خشن و دریدۀ او طبیعی و ذاتی ست اما این ویژه گی در کنار لحجۀ تهرانی اش وسیله ای برای بیان فرهنگ خیابانی و هر چه واقعگرایانه جلوه دادن درونمایه موسیقی او فراهم کرده است.

 

«هیچکس» نماد کیست؟

یک جوان تهرانی، شاید بی کار و یا کم درآمد که برای لقمه ای نان دائما در خیابان ها و کوچه پس کوچه های شلوغ تهران در تلاش است. او در خیابان زندگی می کند، همانجا نفس می کشد و هستی خود را تجربه می کند. دوستانش خانواده اش هستند و خانه اش کوچه های تهران است. کوچه های شهری که نقش مویرگ های وجود او را بازی می کنند و به او هویت می دهند. شهری بی در و پیکر که مرکز تجمع میلیون ها ایرانی در رفت و آمد است.

«هیچکس» نماد آن جوان تهرانی نامرئی ست که کسی او را نمی بیند و از وجود او خبر ندارد. کسی نه می خواهد، نه وقتش را دارد و نه اجازه دارد راجع به او بداند. «هیچکس» آن جوان تهرانی اصیلی ست که سخنگوی همۀ جوانان نامرئی و بیگانۀ شهر است.

 

...اینجا تهرانه/ یعنی شهری که/ هرچی که توش می بینی باعث تحریکه/ تحریکه روحت تا تو آشغال دونی/ می فهمی تو هم یه آدم نیستی یه آشغال بودی/ اینجا همه گرگن/ می خوای باشی مثل یه بره/ بذار چشم و گوشت رو من وا کنم یک ذره/ ...

اینجا جنگل بخور تا خورده نشی/ اینجا نصف عقده ای اند نصف وحشی/ اختلاف طبقاطی اینجا بیداد می کنه/ روح مردم و زخمی و بیمار می کنه/ همه کنار هم فقیره و مایع دار خفن/ توی تاکسی همه می خوان کرایه ندن/ حقیقت روشنه خودت و به اون راه نزن/ روشن ترش می کنم پس بمون جا نزن/

خدا پاشو من چند سالی باهات حرف دارم/ خدا پاشو پاشو نشو ناراحت از کارم/ کجاهاشو دیدی تازه اول کارم/ خدا پاشو من یک آشغالم باهات حرف دارم...

بخشی از رپ «اختلاف» از مجموعه آهنگ های آلبوم «جنگل آسفالت».

 

آلبوم «جنگل آسفالت» اولین آلبوم کامل «هیچکس» می باشد. این آلبوم مجموعه ای ست پر محتوا و از لحاظ ترکیب موسیقی بسیار رسا و از لحاظ بنیاد ریتمیک اثری متنوع است. در مجموع کیفیت ضبط و تنظیم آثار از زاویۀ فنی و صدابرداری بسیار حرفه ای است و با توجه به شرایط و محدودیت های موجود در ایران از کیفیتی بالا و عالی برخوردار می باشد.  

در این آلبوم آن پدیده های ذهنی و حسی که ساختار اصلی را شکل می دهند، بیان چند بعدی هویت اجتماعی، فرهنگی و ملی درون- شهری امروز ایرانی ست که در ترکیب های بکر موسیقائی امروزی تصویری رنگی و چشم اندازی از حقیقت وجودی این جوانان را به نمایش می گذارد. این آلبوم بر آمده از وجدان آگاه جوانی ست که خود را و زندگی اجتماعی خویش را مانند گزارشگری به تصویر می کشد. گزارشی مستند از زندگی پر خطر و تنش های روزانۀ جوانان و تراژدیه روزمرگی نسل فراموش شده و منزوی که حتی در خیابان های شهر خود در کنار میلیون ها تهرانی دیگر بیگانه ای بیش نیستند. گزارشی از نسلی فراموش شده و خاموش اما سرشار از امید به فردای خویش.

 

«هیچکس» در آلبوم «جنگل آسفالت» در تلاش است تا بیان موسیقائی دگرگونه ای را در چهارچوپ سبک هیپ هاپ کشف کند تا بتواند رپ فارس را به عنوان یک سبک موسیقی مستقل در ایران به ثبت برساند و از این رو آزمایش می کند و به دنبال راه حل های نو می گردد. او می خواهد به نقطۀ تلفیق موسیقی ها و فرهنگ ها برسد و همزمان تضادهای روزانه نسلی سردرگم را مستقیماً از کوچه پس کوچه های درهم و آشفتگی خفقان آورش به تصویر بکشد.

 

پشتکار نوپردازانۀ «هیچکس» در تنظیم موسیقی اش باعث شده است که تامل بر آثار این آلبوم مانند سفری از میان انگاره ها و برداشت های ذهنی هنرمندی مردمی باشد.

به عنوان نمونه در آهنگ «دیده و دل» که بر گرفته از بخشی از شعر باباطاهر است، «هیچکس» دربارۀ فقر و آرزوهای دست نیافتنی برگرفته از زندگی شخصی خود رپ می خواند. این آهنگ با ضرب ساز تنبک شروع می شود و بنیاد ریتمیک سراسر این قطعه را تشکیل می دهد که با نوای نی و آواز خوانی سنتی همراه است. این اثر تجربۀ تازه ایست و با موضوعیتی که در محتوای رپ آن وجود دارد و همچنین استفاده از ضرب و ترکیبات موسیقی سنتی، بی شک رپ فارس را به اوج قله های جدیدی ارتقاء داده است. «دیده و دل» به نوعی ادامۀ تجربی ایدۀ موسیقائی رپ «تریپ ما» ست که گونه ای آگاهانه تر و منسجم تر به خود گرفته است.

 در کنار آن رپ «اختلاف» دروازه های دیگری را می گشاید. این آهنگ یکی از پر احساس ترین، امروزی ترین و ملموس ترین آهنگ های رپ «هیچکس» است که به راحتی با مخاطبان خود ارتباطی حسی برقرار می کند. این قطعه با آوا و ملودی اضطراب آمیزی آغاز می شود که حس نگران کننده ای را در شنونده بر می انگیزد و در آمیزش با رپ «اختلاف» و قدرت بیانی استثنائی «هیچکس»، تهران در سرآغاز فاجعه ای مخرب به نقد کشیده می شود.

 یکی دیگر از آهنگ های جالب این آلبوم رپ «اون منم» است که با چیدمان بخش هائی از یکی از آهنگ های قدیمی «گوگوش» به همین نام ساخته شده. «هیچکس» در این قطعه خود را برای مخاطبانش می گشاید و از دوران کودکی و کمبودهای خود رپ می خواند. این آهنگ با خصوصیات ساختاری که دارد، بویژه استفاده از فن «نمونه چینی» (Sampling) در بخش هایی که از آهنگ و صدای گوگوش بر گرفته شده، می تواند رپ فارس را با مخاطبان جدیدی که موسیقی «پاپ» می پسندند آشنا کند. اما این واقعیت که رپ سنگین و اجتماعی «هیچکس» با نزدیکی به موسیقی «پاپ» می تواند آغازی باشد برای گذار وی از هنرمندی مردمی به سوی هنرمندی مردم پسند کمی نگران کننده است.

 با تمام اینها این آهنگ حس نستالژیک و غریبی را در شنونده بر می انگیزد و به نوعی نسل های قدیمی تر را با نسل جدید و تحول طلب امروز آشتی می دهد و این خود ویژگی منحصر بفردی است که در این آهنگ شنیده می شود.

 

آلبوم «جنگل آسفالت» مجموعه ای از 11 آهنگ رپ فارسی با ویژه گی های نو و گویاست، مانند رپ «زندان» و «قانون» که می توان تک تک آنها را از زوایای مختلف نقد و بررسی کرد اما شاید بهتر باشد که شنوندگان آگاه «هیچکس» خود نیز قضاوت های خود را داشته باشند.

 

موسیقی پردازانی که در تنظیم و تکمیل موسیقی این آلبوم با «هیچکس»  همکاری کرده اند از جمله «مهدییار» است. او سازنده و تنظیم کنندۀ آثار «هیچکس» می باشد. آهنگساز جوان 18 ساله ای که با میزان ها و ترکیب بندی های موسیقی رپ آشناست و همچنین رابطۀ تنگاتنگ حسی او با فرهنگ و آوای موسیقی ایرانی و شرقی همراه با قدرت و بیان موسیقائی خلاقانه ای که دارد یکی از پایه های اصلی رپ «هیچکس» به شمار می آید.

 

هنرمند دیگری که با «هیچکس» همکاری هائی در گذشته داشته است و در این آلبوم هم وجود او کاملاً به گوش می رسد، رپ خوان ایرانی-انگلیسی تبار «Reveal» است.

«Reveal» یکی از موسیقی پردازان جوان هیپ هاپ در صحنه های رپ زیرزمینی لندن به حساب می آید که به اعتقاد من همکاری و تاثیرات تجربی او تا حدی در بعضی از آثار «هیچکس» موجب تجلی آن نیز شده است. همکاری این رپ خوان که عموماً به زبان انگلیسی رپ می خواند یکی از دلایلی است که رپ «هیچکس» را بسوی جهانی تر شدن سوق می دهد.

 

موسیقی رپ «هیچکس» سخنان هنرمند یست امروزی که در زمان خود زندگی می کند. او آگاه از محدودیت ها و موقعیت هائی ست که جامعۀ ایران در برابر او نهاده است. او از همان سنت و فرهنگ تغذیه می شود، در آن رشد می کند، آنرا باور دارد و در آغوش آن متحول می شود. «سروش لشگری» با قدم نهادن در دنیای آزاد موسیقی جهانی و خلق زبان موسیقائی امروزی که با هنجارهای موجود جامعه شهری ایرانی همخوانی دارد، نقش آینه ای را برای انعکاس زمانۀ نسل خود و حقوق پایمال شدۀ آن ایفا می کند.

«هیچکس» هنرمندی مردمی و دگراندیش است، چرا که در روزگار آشفتۀ ما، زمانی که عقاید ایستا جائی برای رشد و آگاهی و پیشرفت اجتماعی نمی گذارند، او بر می خیزد و زبان و وجدان آگاه نسل خود می شود. او با بهره گیری از زبان آزاد هیپ هاپ به جای تخریب آنچه که باقی مانده از آن پاسداری می کند و خلاف جهت جریان رایج عوام پسندانه روز حرکت می کند. «هیچکس» بدون شک در دوران نابودی ارزش های انسانی و آداب برتر پارسی سنت شکن است، چرا که حافظ ته مانده های آن است. 

او در این راه تنها نیست.

                




+ نوشته شده در 87/10/21ساعت 23:2 توسط kamal mahdavi nasab |

درباره
من کامی از فولادشهر هستم امیدوارم از این وبلاگ خوشتون بیاد فقط نظر یادتون نره.



صفحه نخست
پست الکترونيک
آرشيو وبلاگ



نوشته هاي پيشين
هفته سوم دی 1387







Powered by freedesign.htm.ir/